عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

321

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

و محبّت تو لااقلّ بايشان برسد . 148 إذا كان الرّفق خرقا كان الخرق رفقا : جائى كه نرمى نادانى و درشتى محسوب گردد نادانى و درشتى عين نرمى است . ( نرمى ز حدّ مبر كه چو دندان مار ريخت هر طفل نى سوار كند تازيانه‌اش ) صائب 149 إذا كنت فى إدبار و الموت فى إقبال فما أسرع الملتقى : هرگاه تو در كار پس رفتن و مرگ در كار پيش آمدن باشد پس چقدر ديدار نزديك خواهد بود ( و چه زود بهم خواهيد رسيد ) . 150 إذا أمكنك الفرصة فانتهزها فإنّ إضاعة الفرصة غصّة : هرگاه فرصتى دست دهد غنيمت بشمار كه ضايع كردن فرصت موجب غصهّ و اندوه است ( مكن عمر ضايع بافسوس و حيف ) 151 إذا أراد اللّه سبحانه إزالة نعمة عن عبد كان أوّل ما يغيّر و منه عقله و أشدّ شيء عليه فقده : هر آن گاه خداوند سبحان نعمتى را از بندهء گرفتن خواهد نخستين چيزى كه از وى تغيير مىدهد ( و مى گيرد ) عقل او است و فقدان عقل بر او از هر چيزى دشوارتر است . 152 إذا أقبلت الدّنيا على عبد كسته محاسن غيره و إذا أدبرت عنه سلبته محاسنه هرگاه كه جهان بر بنده روى آورد نيكيهاى ديگرى را ( مانند لباس ) بر وى بپوشاند امّا همين كه از وى برگردد خوبيهاى خودش را هم از وى مى ستاند . 153 إذا أراد أحدكم إن لا يسئل اللّه سبحانه شيئا إلّا أعطاه فلييأس من النّاس و لا يكن له رجاء إلّا اللّه سبحانه : هرگاه يكى از شما اراده كند كه از خداوند سبحان چيزى نخواهد جز اين كه به او بدهد بايد اميدش را از مردم قطع كند و جز به خداوند پاك اميدوار نباشد . 154 إذا هبت أمرا فقع فيه فإنّ شدّة توقيّه أشدّ من الوقوع فيه : هرگاه از كارى ترسيدى در آن داخل شو زيرا شدّت ترس و خوددارى از آن سخت تر از داخل شدن در آن است ( مثلى است معروف ميان آتش بودن بهتر تا كنار آن ايستادن ) . 155 إذا زادك السّلطان تقريبا فزده إجلالا هرگاه پادشاه نزديكى تو را به خودش افزود تو هم بر تجليل و تعظيم وى بيفزاى .